محمد مهدى ملايرى

280

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تسوى رستقباد ( - رستم گواذ ) رستقباد يا روستقباذ يا رستقاباد يا روشنقباد ، يا گونه‌هاى ديگرى كه از اين نام در مآخذ عربى ديده مىشود « 1 » همه تعريب يا تحريف از نام فارسى اين محل است كه آن را رستم گواذ ( - رستم قباد ) نوشته‌اند « 2 » . ياقوت كه در يك جا اين نام را روستقباد با واو نوشته گويد : « چنين كلمه‌اى با اين وزن و التقاء ساكنين از كلام عرب نيست » . نامهايى همانند اين نام كه با كلمه رستم تركيب شده باشد از قديم در زبان فارسى معمول و مأنوس بوده و امروز هم در آباديهاى ايران نامهايى همچون رستم‌كلا و رستم‌كلاته و رستم‌كندى و رستم‌رود و رستم‌داد و مانند اينها معروف و رستم‌آباد فراوان است « 3 » . هرچند در هيچ‌يك از مآخذ تاريخى و جغرافيايى كه در آنها نامى از رستقباد آمده اشاره يا تصريحى دال بر تعدد محلهايى كه به اين نام خوانده شده‌اند نيامده ، ولى با توجه به آنچه در همان مآخذ ، در شرح رويدادهايى كه در آنها نامى هم از رستقباد برده شده ، آمده است به زحمت مىتوان پذيرفت كه در همه آنها سخن از يك رستقباد است . و گرچه نوشته‌هاى آنها غالبا خالى از ابهام نيست ، و گاه آشفتگىهايى هم در آنها ديده مىشود ، ولى با استناد به بعضى نوشته‌هاى معتبر كه در آنها محل جغرافيايى رستقبادى كه از آن سخن رفته به وضوح بيان شده مىتوان گفت كه در اين مآخذ از دو محل به نام رستقباد سخن رفته ؛ يكى همين رستقباد كه نام تسويى از تسوهاى هشت‌گانه استان شادقباد از استانهاى دوازده‌گانه سورستان يا سواد بوده كه ابن خردادبه ( المسالك . . . ص 6 ) و قدامه ( المسالك . . . ص 235 ) از آن ياد كرده‌اند . و ديگر جايى بوده در

--> ( 1 ) . ن . ك . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 345 . طبرى 2 / 1062 . ابن نديم ، الفهرست ، چاپ فلوگل ص 54 و 102 . در چاپ تجدد اين كلمه به صورت روشنقباد آمده ، ياقوت ، معجم البلدان ، 2 / 833 و 834 و 778 . ( 2 ) . ياقوت ، به نقل از حمزه اصفهانى ، معجم البلدان 2 / 672 ( 3 ) . ن . ك . فرهنگ آباديهاى ايران ، تأليف دكتر مفخم پايان ، ص 225 به بعد .